لسان الملك سپهر
1798
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
المبارك . و در سنن صوم مىفرمود : من لم يدع قول الزّور و العمل به فليس للّه حاجة فى ان يدع طعامه و شرابه . و در حين صوم زنان خود را تقبيل مىفرمود و حجامت مىكرد و سرمه مىكشيد و مسواك مىزد . اما در مضمضه و استنشاق مبالغه نمىفرمود و اگر غسل بايستى قبل طلوع فجر گذاشتى ، و اگر در شهر رمضان مسافر بودى گاهى افطار كردى و گاهى روزه داشتى و اصحاب را مخيّر ساختى و اين نيز طريق عامّه و روزه تطوع مىداشت . عايشه گويد : چندان روزه مىداشت كه گفتى ديگر افطار نخواهد كرد و چندان افطار مىكرد كه گفتى ديگر به روزه نخواهد شد ؛ و نديديم هيچ ماه را جز ماه رمضان به تمام روزه گيرد ، و در شعبان بسيار روزه گرفتى ، و در عاشورا روزه داشتى و اگر روز عرفه در حج بودى افطار كردى و اگر نه روزه داشتى ، دوشنبه و پنجشنبه بسيار روزه گرفتى و مىفرمود : روز عرض اعمال است خواهم چون عرض عمل من دهند ، روزه دار باشم ، و گاه شنبه و يكشنبه روزه بگرفت و از هر ماه سه روز روزه بود ، و ايام البيض روزه مىداشت . و روز جمعه كمتر افطار كردى لكن پنجشنبه يا شنبه بدان وصل مىكرد چه صوم جمعه را به تنها نهى مىفرمود ، و گاهى از ماهى شنبه و يكشنبه و دوشنبه را روزه مىگرفت و از ماه ديگر سه شنبه و چهار شنبه و پنجشنبه ، و به روزه ستّه شوال و عشر ذو الحجة تحريض مىفرمود . و از صوم روز عيد و سه روز تشريق نهى مىكرد و گاه به خانه درمىآمد و پرسش خوردنى مىكرد ، چون مىگفتند : چيزى حاضر نيست مىفرمود پس من روزه دارم و نيّت روزه مىكرد و گاهى نيّت روزه تطوّع كرده و روزه را تمام نساخته . و در عشر آخر رمضان اعتكاف مىفرمود ، و در طاعت و عبادت و زنده داشتن شب به زيادت جهد داشت ، و تلاوت قرآن فراوان مىكرد ، و با مردم كمتر مختلط مىشد . و در عشر اول و اوسط نيز اعتكاف فرموده است ، و چون ليلة القدر را در عشر آخر مىفرمود بر اعتكاف بيشتر مواظبت كرد ، و چون اراده اعتكاف فرمودى نماز بامداد نگزاشتى و در معتكف درآمدى - و معتكف خيمهاى بود در مسجد - و گاهى در وقت اعتكاف سر مبارك از مسجد به خانهء عايشه درآوردى تا موى سر آن